آیا می دانستید که بسیاری از فارسی زبانان گمان می کنند واژه ی “عینک” از “عین” عربی به معنی “چشم” ساخته شده است؟

آیا می دانستید که بسیاری از فارسی زبانان گمان می کنند واژه ی “عینک” از “عین” عربی به معنی “چشم” ساخته شده است؟

 آیا می دانستید که بسیاری از فارسی زبانان گمان می کنند واژه ی "عینک" از "عین" عربی به معنی "چشم" ساخته شده است؟

دانستن این مطلب که ریشه ی یک کلمه یا اصطلاح از کجا آمده نیاز به اشراف کامل به زبانی دارد که این کلمه متعلق به آن است، حال اگر این شبهه در زبان فارسی رخ دهد کار سخت تر می شود، چرا که زبان فارسی کنونی ترکیبی غیر قابل انفکاک از دو زبان فارسی باستان و عربیست…!

 

نخستین بار «حسن ابن هیثم بصری» (زاده: ۳۴۳ ش = ۹۶۵ م / مرگ: ۴۱۳ ش = ۱۰۳۹ م) در سده‌ی پنجم قمری / یازدهم میلادی در کتاب فیزیک نور خود به نام «کتاب المناظر» (۴۱۱ ق = ۳۹۹ ش = ۱۰۲۱ م) به خاصیت عدسی‌ها در بهبود بینایی چشم اشاره کرد.

این کتاب نزدیک به ۱۰۰ سال پس از نگارش به لاتین برگردانده شد و نزدیک به ۱۰۰ سال پس از آن نیز در سده‌ی سیزدهم میلادی بر پایه ی آن در ایتالیا دستگاهی ساخته شد که ما امروزه به نام عینک می‌شناسیم.
درباره‌ی نام گذاری این ابزار به «عینک» در زبان پارسی برخی ها بر آین باورند که ریشه‌ی آن «عین» عربی به معنی چشم است. یعنی چشم کوچک. حال آن که اصل این واژه «آیینه‌اک» است. زنده‌یاد استاد سعید نفیسی در کتاب «پای سخن استاد» با اشاره به ابزار دیگری برای بهبود شنوایی که در پارسی «سمعک» خوانده می‌شود طرفدار نظریه‌ی نخست است و نظریه‌ی دوم را درست نمی‌داند. ولی دکتر محمد حیدری ملایری طرفدار نظریه‌ی دوم است که عینک را در اصل آیینه‌اک می داند. وی پس از بازخوانی نظر سعید نفیسی معتقد است که واژه ی “سمعک” بسیار جدیدتر از “عینک” است و احتمال دارد که در پارسی امروزی در قیاس با عینک و با این گمان که عینک از عین عربی (=چشم) است، این ابزار را هم سمعک (=گوش کوچک) نامیده‌اند. فرهنگ دهخدا دو مترادف دیگر “عینک” را چنین آورده است: عینک: چشم فرنگی. آیینه ی فرنگی.
اشاره‌ای به این ابزار در شعر «نورالدین عبدالرحمان جامی» شاعر ایرانی سده‌ی نهم قمری نیز وجود دارد که شاید قدیمی‌ترین اشاره در شعر پارسی باشد. جامی در آغاز داستان عشقی «سَلامان و اَبسال» که یکی از اورنگ‌های «هفت اورنگ» است و آن را در نزدیک هفتاد سالگی سروده در بیان پیری خود می‌گوید:
از دو چشم من نیاید هیچ کار /  از فرنگی شیشه ناگشته چهار
که در آن به روشنی اشاره می‌کند که دیگر از چشم‌هایم کاری برنمی‌آید و با این شیشه‌ی فرنگی (عینک) نیز دو چشم من چهار چشم نمی‌شود که بتوانم به تر ببینم. بدین ترتیب شاید جامی نخستین شاعر عینکی ایرانی باشد…!
در واقع مترادف‌های دهخدا و این بیت جامی نظر دکتر حیدری ملایری را تقویت می‌کند که “عینک” در اصل “آیینه‌اک” بوده است. زیرا آیینه یا آبگینه در پارسی به معنی شیشه نیز هست. دکتر ملایری همچنین می‌نویسد که پسوند «-اک» نیز در این مورد به معنی کوچک نیست، بلکه در معنی صفت نسبی است، مانند: «دستک»، «پشتک»، «ناخنک».

امیدواریم از مطالعه ی این مطلب کمال لذت و استفاده را برده باشید…!

مارا از نظرات، انتقادات و پیشنهادات خود بی بهره نگذارید…!

تا درودی دیگر بدور…!

برگرفته از وبلاگ ادبی آریا ادیب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *